میم هستم یک مسافر، آن هم در منزل.
گاهی تلویزیون این معتاد های به کراک و شیشه رو نشون می ده. اون ساعت ها که این ها رو نشون می ده من خونه نیستم. وقتی ره منزل پیش میگیرم و به خونه میام میبینم همه بیدار موندن منتظر من هستند. پدرم من رو می شونه و نصیحت می کنه از دوستان نا اهل گرفته تا انواع مواد مخدر جدید رو برام توضیح می ده. من هم سرا پا گوش هستم. و متوجه می شم که باز تلویزیون از این برنامه های ضد مواد مخدر و این جور حرف ها گذاشته. به این طریق نه توسط دوستان نا اهل بلکه با سخنان پدرم که اطلاعات خود را از تلویزیون گرفته با مواد مخدر جدید همیشه آشنا می شم.
اما جدیدا احساس می کنم معتاد شده ام . ساختمان ما دو واحدی است در دو طبقه. یک واحد دست من است یک واحد دست دیگر اعضای خانواده که آنها در کنار هم زندگی خوش و خرمی دارند. و اگر من یعنی انگل زندگیشان به دنیا نمی آمدم قطعا نمونه یک خانواده محترم می شدند که می توانستند به عنوان یک خانواده نمونه با تلویزیون مصاحبه کنند.
پشت واحدی که من در آن زندگی می کنم حیاط همسایه ما هست. همسایه ای که به غیر از مادر خانواده همه شان معتاد هستن . توی حیاطشان هر شب بساط دارند . نمی دونم چی خانوادگی مصرف می کنند اما بوی خوبی داره . چون هر شب کولر واحد من که درست بالای حیاط اونها قرار داره. مقداری خوبی از بوی مواد اونها رو با داخل واحد من هدایت می کنه. هر شب انقدر بیدار می مونم تا برنامه شب اینها شروع بشه. پدرم خبر نداره که تو خونه خودش من معتاد شدم اونهم بدون اینکه هزینه ای پرداخت کنم.
جدید الورود وقدیم الورود.
تا یادم نرفته اینم بگم وقتی خوشحال و خندان در حال قر دادن بودم تو خیابون و میرفتم که دانشگاه ثبت نام کنم یه پیر فرزانه ای رو دیدم تو راه دانشگاه که خیلی خسته و تنها سیگار بر لب و پرونده زیر بقل سمت چپ داشت میرفت خونه. صدام کرد گف جدید الورودی؟ اونجا اولین باری بو که یه همچین واژه ای رو می شنیدم کلی طول کشید تا معنیش رو بفهمم و بش گفته آره داداش. گفت چی قبول شدی؟ گفتم ریاضی محض. گفت نکن این کارو با خودت من 8 ساله اینجام می خوام لیسانس بگیرم نتونستم(من تو دلم هه چقدر خنگه). من دکترای لیسانس دارم . رو یه جای دیگه آزادی جایی ثبت نام کن. من دیگه این آقا رو ندیدمش خیلی دوس دارم ببینمش اگه متن منو خوند که بعید میدونم کامنت بزاره.
دخترم بهار
الان دو هفتس به طور مجدد رفتم سر کار، کاش میشد وقتی می رسیدم خونه دخترم بهار با موهای طلاییش که خرگوشی بسته. با چشمای روشنش لای در ورودی واحد منتظر من باشه. وقتی هم میام تو بپره بغلم بگه بابا جون سلام، خسته نباشی. واقعا به یه همچین کاراکتری نیاز دارم که خستگیم در بشه.
درسته اون تو ذهن منه ساخته شده از ذهن منه. شاید هیچ روزی ازدواج نکنم که بخواد بهاری بیاد جلو چشام. اما شما رو نمی دونم. فک می کنم زندگیی که دنبال معنیش میگردیم معنیش همین چیزا باشه.
کمتر
نسیم شمال
با یه پست جدید آپم
با یه پست جدید آپم
نمی دونم میشه انتقاد کرد به این پدیده یا نه، اومدم بنویسم دوست عزیز سعی کن مطالعتو ببری بالا تا بتونی انقد خوب بنویسی که گدایی کامنت نکنی از وبلاگای دیگه، گفتم نه
اول ازهمه اینکه خودم مطالعه زیادی ندارم
دوم اینکه حتما نوشته هاش شاید واسه من کم ارزش باشه اما واسه خودش شاید خیلی ارزشمند باشه.
اما به یه نکته خوبی رسیدم.
"اینکه وبلاگ و کلا اینترنت باعث شده با هزینه خیلی کم خیلیا نویسنده بشن.( حالا اینکه خروجیش چی هست کاری) نداریم به نظر چیز خوبی میاد"
اگه نظری در این زمینه دارید بگید.
کمتر
نسیم شمال
دل نوشته
بعد از مدتهاست که دوباره مطلب مینویسم تو این وبلاگم
این وبلاگ یه وبلاگ مینیمال نویسی بود
به خاطر خطر ناک بودن دامنه بلاگفا ادامه کار مینیمال نویسی رو تو این وبلاگ انجام دادم
روش کلیک کنید میرید توش
از همتون ممنونم که از این وبلاگ حمایت کردید و الان جون گرفته
می دونم خیلیاتون به خاطر مینیمال وبلاگ منو تو ریدرتون اد کردین
اما می خوام از این به بعد توی این دلنوشته هامو بنویسم و دوباره با یه کاربری جدید راش بندازم
اگر ناراحت شدید از این قضیه از سابست بودن برش دارید
همتون رو دوست دارم
نسیم شمال
هل من ناصر ینصرنی
آقا ما اومدیم وبلاگ جدیدمون رو ثبت کنیم توی لایک خور میگه باید ۲۰ تا خواننده و ۱۰۰ تا لایک داشته باشی شما ۱۱ تا خواننده داری و ۷۴ تا لایک.
این همه ما دیروز گفتیم آی خواننده های این وبلاگ وبلاگ جدید ما رو subscript کنید. کلا 11 نفر این کار , کردن. مرام اون 11 نفر تو حلقم . ای 360 تا خواننده دیگه یعنی همتون رفتین شمال ؟ کجایید که مرا یاری کنید
هل من ناصر ینصرنی
سلام من به تو یار قدیمی
به علت خطر ناک بودن دامنه بلاگفا و احتمال بسته شدن این وبلاگ، نویسنده این وبلاگ ادامه کار را در وبلاگ جدید التاسیس طامات انجام خواهد داد.
همیشه از لطف شما ممنون بودم.
لطفا قبل از این که برید وبلاگ جدید رو سابست کنید و این پست رو شیر کنید.
لطف ها می کنید ای تاج های سر بنده. قطع به یقین ایمان دارم که دخترم بهار در بهار آزادی به دنیا خواهد آمد.
به امید آزادی عزیز ترین کسانم خاک وطنم ایران
سلام من به تو یار قدیمی
به علت خطر ناک بودن دامنه بلاگفا و احتمال بسته شدن این وبلاگ، نویسنده این وبلاگ ادامه کار را در وبلاگ جدید التاسیس طامات انجام خواهد داد.
همیشه از لطف شما ممنون بودم.
لطفا قبل از این که برید وبلاگ جدید رو سابست کنید و این پست رو شیر کنید.
لطف ها می کنید ای تاج های سر بنده. قطع به یقین ایمان دارم که دخترم بهار در بهار آزادی به دنیا خواهد آمد.
به امید آزادی عزیز ترین کسانم خاک وطنم ایران
دیدم با چشای خودم
تا شارژ طرف تموم شد انقد عجولانه تلفنشو قطع نکن
شاید یه سرباز داره با نامزدش که شهرستانه حرف می زنه و دیگه پول نداشته باشه شارژ بخره
3 گزینه
الف) خدا
ب) هاشمی رفسنجانی
ج) لاف عشق و گله از یار بسی لاف دروغ
ساده بگم دیگه اون دهاتی نیستم
اندر احوالات سفر صرفا درسی دوستان به خارج از کشور.
چقد زر میزنه
.
.
-یا برو بیرون یا بیا تو، درو ببند یخ کردیم.
منتهی با یه روز تاخیر
منتهی با یه روز تاخیر
ببینید ما چقدر زرنگیم
دولت در سال گذشته 1.6 ملیون شغل جدید ایجاد کرد. (1)
بله
به به شغلتون چی هست؟
"شاغل" هستم. یعنی نقش "شاغل" رو بازی می کنم
ادامه کشور شمال برگزار میشه
طبیعت سبز
سال تحویل شد. پلیس به طبیعت حمله کرد و برای متفرق کردن درختان اشک آور ها پرتاب شد.
خدایا خر نمی شویم، این بهار، بهار ما نیست.
من عاشق این مدل برخوردم
اگر ذرات در اثر برخورد به یکدیگر چسبیده و بعد از برخورد به همراه یکدیگر مانند یک جسم حرکت کنند، برخورد را غیرالاستیک کامل میگویند.
اگه برخورد غیر الاستیک داشتین هواستون باشه که کاملش کنین.
لخخلمث
پ.ن برای کسانی که حال ندارند با کیبورد معادل سازی کنند : لخخلمث=google
ای دریغ از تو
این روزهای آخر سال همه او را برای هم می کنند.
یار دبستانی من تو نرو
نسلی هستیم که هر جای دنیا بریم یه آشنا داریم.
نسلی هستیم که مدام کم می شویم.
نسلی هستیم که بدرقه کردن دوستان عادتمان شده.
سوال
جواب: بغض
آخ که چقد دلم می خواد
سر میاد زمستون
برفها آب شدند
کبکها هنوز به خیال برف، سرشان پایین است.
می رسد اینک بهار
از جایی
حوالی پشت پنجره اتاقت
در برزخی بین آسمان و زمین
به تو می نگرم.
-به من نگا نکن شیشتو پاک کن
کیهان و خوانندگان
لطفا اینایی که با آتیش و ترقه به سلامتی خودشون آسیب می زنند رو با تیر بزنید بکشید، و یا اعدامشون کنید.


